خرید بک لینک
ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جار ای یار .. که این دیوانه گر عاشق نمی آید دیگر نمی آید نمی آید .فراغ از عمر من میکاهد ای نامهربان رحمی .... خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید ...این سالها تنها یه چیز رو دوست دارم تتو کنه روی سلول های خاکستری مغزم .. خدایا از هر لحظه میفهمم جنس ماده و نر تنها نمی ماند . همه تو این مملکت یکی رو دارن . یکی رفیق یکی آشنا یکی فامیل . همین هم سلولی ها یکی خواهر داره رفته شب کریسمسی .. یکی معشوق .. یکی هم منقلی .. ناهید دیوانه 2 میپرسه ازم شب سال نو را چه کردی .. اخه دیوانه منه تنها را چه کسی میخواد .اگه روزی به قدرت رسیدم .. میدانم این تنها یعنی چی .. باید تک تک این لحظات سخت تنهایی را جبران کنم + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 3:43 توسط آمپاس قرار گرفته  | 

برچسب: نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 21:37

صفحه بندی